دکتر ماندگار را اگر بخواهی فقط و فقط با یک کلمه توصیف کنی، آن یک کلمه این است: فروتن. نه این که فقط من این را بگویم که تنها یکی دو ساعت همکلامش شدهام، آن هم برای یک مصاحبه کوتاه. این را تمام کارکنان بخش قلب بیمارستان شریعتی میگویند و حتی از نگاه و کلام بیمارانش هم میشود فهمید که قدیمیها راست گفتهاند که درخت هر چه پربارتر میشود، افتادهتر هم میشود.
برای ماندگار شدن در دنیای پزشکی باید چه کار کرد؟
ماندگار به کدام معنا؟
ماندگار به هر دو معنایش.
(میخندد و میگوید:) آخر یک کسی باید ماندگار باشد که این سوال را . . . (و بعد، مکثی میکند و ادامه میدهد که:) به هر صورت، آدم باید پشتکار داشته باشد. اول هدف و بعدش هم پشتکار و پشتکار و پشتکار. البته امکانات و شرایط زمانی و مکانی هم ممکن است به آدم کمک کند و . . .
اگر بخواهید در این مصاحبه فقط از یکی از اساتیدتان اسم ببرید، آن یک نفر کیست؟
من از دو نفر اسم میبرم: پروفسور معصومی و دکتر عمیدی. این دو نفر، استادانی بودند که در دوران دانشجویی برای من و خیلی دیگر از دانشجویان آن زمان، سمبل بودند و ارزش و احترامشان خیلی زیاد بود. البته خیلیهای دیگر هم بوده و هستند که ارزش و احترام فوقالعادهای داشتند و مثل این دو نفر، سمبل بودند اما برای من، این دو نفر خیلی تاثیرگذارتر از بقیه بودند.
آقای دکتر! پزشکی در کنار همه خوبیها و شیرینیهایش، سختیها و تلخیهای زیادی دارد. تا حالا برایتان پیش آمده که در یکی از همین سختیها، اصلا از پزشک بودن خودتان پشیمان شده باشید؟
(میخندد و میگوید:) بله، گاهی پیش میآید که مریض زیر دست آدم، مشکلی پیدا میکند و از مسیر طبیعی جراحی خارج میشود و . . . آن موقع، پشیمان شدن که سهل است، من در چنین مواقعی آرزوی مرگ میکنم. گاهی با خودم میگویم که کاشکی اصلا امروز از خانه نیامده بودم بیرون و . . . بله، این چیزها پیش میآید.
کم یا زیاد؟ یعنی یک مورد خاصی هست که بیشتر در ذهنتان مانده باشد یا نه؟
نه، کم نبوده و طبیعتا مورد بخصوصی هم در ذهنم نیست، یعنی بیشتر از یکی دو مورد است.
آن روی سکه، چطور؟ وقتی جان یک انسان را نجات میدهید، وقتی قلبش را به او برمیگردانید، آنوقت چه؟
خب، من شاکرم. من هر روز خدا را شکر میکنم که چنین محبت و توجهی به من کرده است. شانس کمی نیست که آدم بتواند به انسانهای دیگر کمک کند. هر چقدر هم که این کمک، کم و کوچک باشد؛ باز هم ارزشمند و بزرگ است. من خدا را شکر میکنم.
قشنگترین تشکری که یک بیمار از شما کرده و یادتان مانده، چه جور تشکری بوده؟
این یکی که دیگر، واقعا زیاد است و یادم نیست. یعنی نمیتوانم فقط یک مورد را ذکر کنم. بیماران و همراهانشان معمولا آنقدر قدردان هستند که آدم نمیداند چه بگوید. البته موارد نادری هم بودهاند که قدرناشناسی کردهاند ولی اینها همیشه در اقلیتاند. . . (اول به تابلوهای روی دیوار و بعدش به نوشتههای زیر شیشه میزش اشاره میکند و ادامه میدهد که:) این شعر را آقای تاجداری برایم فرستاده. چند سال قبل، مریض خودم بود. او تقریبا هر ماه یک شعر یا یک نامهای میفرستد و تشکر میکند. نامه و شعر و تابلو و . . . از این قبیل تشکرها واقعا زیاد است.
جراحیهای شما معمولا چقدر طول میکشد؟
به طور متوسط، هر کدام از جراحیهایم از شروع عمل تا خروج بیمار از اتاق عمل، بین 3 تا 4 ساعت طول میکشد. البته عملهای طولانیتری هم هستند که مثلا 5 یا 6 ساعت طول میکشند.
و شما روزی چند عمل دارید؟
توی مراکز دانشگاهی، روزی یک یا دو عمل، که البته بنده سه روز در هفته به این مرکز دانشگاهی (بیمارستان شریعتی) میآیم. در مراکز خصوصی هم، به هر حال، روزانه همین تعداد یا بیشتر از این جراحی داریم.
یعنی پزشکی همه زندگیتان را پر کرده؟
بله، شغل پزشکی به نظر من از قانون همه یا هیچ پیروی میکند. لااقل در رشتههای جراحی و خصوصا در جراحی قلب، این قانون صادق است. ما دیگر حق انتخاب نداریم. اگر بخواهی وقتت را تقسیم کنی، باید از این دور خارج شوی. یا باید تمام وقت و انرژیات را روی این کار بگذاری یا کاملا بروی کنار.
هنوز هم موقع جراحی، استرس دارید؟ اصلا تا حالا موقع جراحی، استرس داشتهاید یا نه؟
بله، صد در صد. من هنوز هم که هنوز است، وقتی یک مشکلی در مسیر جراحیام پیش میآید یا وقتی که عمل از مسیر طبیعیاش خارج میشود، ضربان قلبم بالا میرود و شاید دور و بریهایم بگویند که فلانی رنگ و رویش پریده و . . .
اولین جراحی قلب که خودتان مستقلا انجام دادهاید، یادتان هست؟
بله، اتفاقا این یکی را خوب یادم هست. یک پسر بچهای بود که بین دو دهلیزش یک سوراخ داشت و من آن موقع سال اول جراحی قلب بودم. البته عمل سادهای بود ولی خیلی برایم خاطرهانگیز و ارزشمند است. یادم هست که استادم، پروفسور عاملی، هم کنارم بودند تا اگر من با مشکلی مواجه شدم، به من کمک کنند.
نتیجه آن عمل را هم یادتان هست؟
بله، نتیجهاش خوب بود. با وجود کمبود امکاناتمان نتیجه عمل، خوب بود.
از میان نزدیکانتان هم تا به حال، کسی را عمل کردهاید؟
نه، عمل نکردهام و اصلا توصیه هم نمیکنم این کار را. به نظرم چندان خوب نیست که یک پزشک، کسی را از میان خویشاوندان یا نزدیکانش، عمل و حتی درمان کند، البته به جز موارد اورژانسی.
چرا؟
خب، تجربه نشان میدهد که آدم میتواند برای دیگران، پزشک بهتری باشد تا برای نزدیکانش. معمولا در چنین مواردی، اشتباهات پزشکی هم بیشتر اتفاق میافتد.
شما هر سال، چند فوق تخصص تربیت میکنید؟
توی بخش خودمان، ما هر سال به 2 تا فوق تخصص آموزش میدهیم ولی در ایران، به طور کلی، هر سال 15 تا 16 فوق تخصص جراحی قلب بیرون میآید.
خارج از ایران هم جراحی و تدریس میکنید؟
نه، به هیچ وجه. من فقط در همان دورانی که در انگلستان آموزش میدیدم، در آن کشور عمل میکردم ولی بعدش دیگر نه.
میتوانید بین جراحیهای اینجا و آنجا مقایسهای بکنید؟
خب، آن جراحیهایی که در انگلستان انجام دادم، مربوط میشود به 17 یا 18 سال پیش از این و طبیعتا امکانات امروزی ما در ایران از امکانات 18 سال پیش انگلستان بیشتر است. این هم طبیعی است که الآن شرایط و امکانات آنها برای جراحیهای قلب از ما بیشتر باشد. ولی به هر حال، ما اینجا در ایران، حداقلهای مورد نیازمان را برای جراحی قلب در اختیار داریم.
پیشگامان این جراحی در ایران چه کسانی بودند؟
دکتر هیات، دکتر تربیت، پروفسور راستان، دکتر دانشور، پروفسور عاملی، مرحوم دکتر مبرهن، دکتر منوچهر رهبر، دکتر کاظمی و پروفسور عدل. البته پروفسور عدل، خیلی وقت پیش، جراحی قلب بسته را شروع کردند و در سالهایی که اصلا هیچ تخصصی در میان نبود، ایشان این عملها را انجام میدادند.
شما با هیچکدام از این اساتید، همدوره نبودید؟
همدوره که نه، ولی برخی از این اساتید، استاد مستقیم من بودند. مثلا آقای پروفسور عاملی، مرحوم دکتر مبرهن و دکتر منوچهر رهبر که دو نفرشان الآن در قید حیاتند و من تا آخر عمرم به زحمات و آموزشهای این اساتید مدیونم. مرحوم دکتر مبرهن هم جراح بسیار قابل و برجستهای بودند که متاسفانه فوت کردند و از حضورشان محروم شدیم.
آن دو استاد دیگر را که در قید حیاتند، هنوز میبینید؟ ارتباطی با هم دارید؟
بله، گهگاه میبینمشان. در کنفرانسها، در جلسات و . . . گهگاه میبینمشان و خدمتشان میرسم.
پزشکی عمومی را کجا خواندید، آقای دکتر!
طب عمومی را در دانشگاه تهران خواندم. جراحی عمومی و جراحی قلب را هم همینطور، در دانشگاه تهران و در بیمارستان امام خمینی. بعدش هم یک دوره فوق تخصص گذراندم در انگلستان و امریکا.
یعنی با این حساب، شما چند سالتان است؟
(با خنده میگوید:) 51 سال.
فکر میکنید این امکان وجود دارد که در آینده، درمانهای دارویی بتوانند جایگزین جراحی قلب باز بشوند؟
بله، درمانهای دارویی اساسا درمانهای وسیعی هستند و در آینده دور هم احتمالا تمام بیماران قلبی از همین طریق تحت درمان قرار میگیرند. در حال حاضر هم بیشتر بیماران قلبی، بیمارانی هستند که به درمانهای دارویی جواب میدهند. تعداد کمی از بیماران قلبی، کاندید روشهای تهاجمی نظیر آنژیوپلاستی و استنت هستند و یا روشهایی برای باز کردن دریچهها به شیوه غیرجراجی که ما به آنها میگوییم: کاردیولوژی مداخلهای؛ و بالاخره و در شرایطی که هیچکدام از این روشها جوابگو نباشد، مریض باید تحت جراحی قرار بگیرد.
به نظر شما این لیست انتظاری که در بیمارستانهای دولتی برای جراحی قلب وجود دارد و بیماران گهگاه مجبور میشوند برای یک جراحی، چند سال منتظر بمانند . . .
(حرفم را قطع میکند و میگوید:) نه، حقیقت این است که الآن با توجه به امکاناتی که فراهم شده، این لیست انتظار خیلی کم است. حتی در بیمارستانهای دولتی هم دیگر مثل گذشته نیست. در گذشته، گاهی اوقات مریض مجبور میشد 5 سال در لیست انتظار بماند. عمدتا هم در خصوص بیماران مبتلا به بیماریهای مادرزادی قلب، مشکلاتی وجود داشت که آن هم با توجه به شرایط کنونی، انتظار به کمتر از دو سه ماه رسیده و در بعضی مراکز هم اصلا هیچ انتظاری وجود ندارد. الآن یک مقداری لیست انتظار برای بیماران عروق کرونری داریم که آن هم با توجه به تعدد مراکز و فراوانی جراحان متخصص، خیلی کمتر شده و حتی میشود گفت که از بین رفته است.
مرگ و میر بیماران هم نسبت به گذشته، کمتر شده یا نه؟
بله، البته. اوضاع نسبت به گذشته، خیلی بهتر شده و همانطور که در فرد فردمان از صورت ظاهر تا طرز تفکرمان تغییراتی به وجود آمده، پزشکی هم تغییراتی داشته و طب ما هم خیلی پیشرفت کرده است. قاعدتا هم چنین بهبودی باید اتفاق می افتاد. غیر قابل پیش بینی نبود.
به آنهایی که در لیست انتظار جراحی قلب هستند، معمولا چه توصیههایی میکنید؟
خب، آنهایی که در لیست انتظارند، طبیعتا باید بیشتر احتیاط بکنند و مراقب رژیم غذاییشان باشند، داروهایشان را مرتب بخورند، آرامش فکری داشته باشند، از فعالیتهای سنگین اجتناب کنند و . . . تا این که نوبت عملشان برسد.
به آنهایی که جراحی میشوند، چطور؟ توصیههایتان به آنها چیست؟
بیمارانی که جراحی میشوند باید یک دوره بازتوانی یا نوتوانی را پشت سر بگذارند تا بتوانند به راحتی به زندگی و کار و فعالیت برگردند. بسیاری از این افراد بعد از عمل دچار افسردگی میشوند و به این نوتوانی و بازتوانی احتیاج دارند تا بتوانند به محیط خانواده و جامعه برگردند. متاسفانه ما چنین مراکزی را در کشورمان کم داریم. این مراکز میتوانند کمک کنند که بیماران ما کانالیزه شوند تا بتوانند عین گذشته و حتی بهتر از گذشته به زندگی برگردند. درمانهای دارویی، کنترل قند و فشار خون، قطع سیگار و کنترل سایر عوامل خطرساز بیماریهای قلبی هم کمک میکند تا این بیماران هر چه زودتر سلامتشان را به دست آورند.
آقای دکتر! میگویند سن بیماریهای قلبی در ایران پایین آمده.
متاسفانه، بله. صحت دارد. سن بیماریهای قلبی در کشورمان خیلی پایین آمده. در گذشته یک همچنین چیزهایی کمتر میدیدیم که اوضاع قلب یک جوان آنقدر وخیم بشود که به جراحی احتیاج پیدا کند اما اخیرا سن سیسییو پایین آمده و اتفاق دیگری هم که افتاده، این است که خانمها خیلی بیشتر از گذشته به بیماریهای قلبی دچار میشوند.
یعنی بیشتر از آقایان؟
نه، بیماریهای قلبی کلا در آقایان شایعتر از خانمها است اما خانمها نسبت به گذشته، بیشتر به بیماریهای قلبی دچار میشوند.
چرا؟
راستش دلیل علمی و مستندی که من بخواهم به شما ارائه کنم، واقعا وجود ندارد. یعنی بررسی علمی و دقیقی در این زمینه انجام نشده ولی میشود حدس زد که به خاطر شیوع عوامل خطرسازی نظیر سیگار، کمتحرکی و استرسهای زندگی ماشینی و حتی رواج مصرف تنقلات مضری که در زندگی شهری، شایع شده . . .
تنقلات؟ یعنی این هم موثر است؟
بله، ریشه بیماریهای قلبی برمیگردد به دوران کودکی و حتی نوزادی. یعنی نوع تغذیه در دوران کودکی و حتی نوزادی نمیتواند بیتاثیر باشد.
آقای دکتر، از وقتی که در اختیارمان گذاشتید، متشکرم!