نه شاخهای گل سرخ، نه قلبی از پارچه اطلسی.
به تو پیازی میدهم.
ماهی است پیچیده در کاغذ بستهبندی.
نور را نوید میدهد
چون عریان کردن محتاطانه عشق.
بگیر.
چشمانت را از اشک کور میکند
همچون دلدادهای.
تصویرت را بدل میکند
به تصویری لرزان از غصه.
تلاش میکنم صادق باشم.
نه کارتی جذاب، نه بوسهای پای پیغامی.
به تو پیازی میدهم.
بوسهی بیامانش بر لبهایت خواهد ماند،
حسود و وفادار
همانگونه که ماییم،
تا هر آن موقع که باشیم.
بگیرش.
حلقههایش ـ همرنگ طلای سفید ـ به شکل حلقه ازدواج جمع میشود،
اگر تو بخواهی.
مرگآفرین.
بویش به انگشتانت میماند،
به کاردت.
Valentine by Carol Ann Duffy
Not a red rose or a satin heart.
I give you an onion.
It is a moon wrapped in brown paper.
It promises light
like the careful undressing of love.
Here.
It will blind you with tears
like a lover.
It will make your reflection
a wobbling photo of grief.
I am trying to be truthful.
Not a cute card or a kissogram.
I give you an onion.
Its fierce kiss will stay on your lips,
possessive and faithful
as we are,
for as long as we are.
Take it.
Its platinum loops shrink to a wedding-ring,
if you like.
Lethal.
Its scent will cling to your fingers,
cling to your knife.