کنکور گفتگو موسيقي موفقيت پزشکي
‫:: امروز : ‪۱۳۸۹ چهاردهم شهريور  
 

‫1389/03/12
رژیم نگرفتم؛ سبک زندگی‌ام را عوض کردم

هفته‌نامه سلامت (شماره 268) سوژه «ميزگرد» اين هفته، دکتر رضا کياسالار، برادر دبير تحريريه خودمان در «سلامت» است. او توانسته طي يک سال 35 کيلو وزن کم کند؛ آن‌هم به تعبير خودش: «بدون هيچ دردسري»؛ و جالب‌تر اينکه بيش از 2 سال است که روي وزن دلخواهش مانده. با او از رژيم غذايي‌اش حرف زده‌ايم و البته تاکيد خودش را هم از ياد نمي‌بريم که: «نگوييد رژيم؛ بگوييد تغيير سبک زندگي.»

سلامت: شما چقدر وزن کم کرديد؟

35 کيلو. يعني 120 کيلو بودم و شدم 85.

 

سلامت: پس احتمالا رژيم سختي گرفته‌ايد! چه‌قدر طول کشيد به اين وزن برسيد؟

رژيم که چه عرض کنم؛ بهتر است بگوييم تغيير سبک زندگي. من تغيير سبک زندگي‌ام را از فروردين 86 شروع کردم؛ يعني 3سال از آن موقع گذشته.

 

سلامت: تغيير سبک زندگي؟!

بله؛ من اصلا سراغ رژيم‌هاي سفت و سخت و پيچيده نرفتم. تمام برنامه‌­ام اين بود که سبک زندگي­‌ام را عوض کنم. کاهش وزن‌ام هم تدريجي بود ولي عمده‌اش در سال اول اتفاق افتاد؛ يعني دقيقا اسفند 86 به همين وزن امروزي‌ام (85 کيلوگرم) رسيدم که البته هنوز وزن ايده‌آل من نيست. فکر مي‌کنم با توجه به قدم که 180 سانتي‌متر است، وزن ايده‌آل‌ام بايد دور و بر 76 کيلوگرم باشد.

 

سلامت: جسارتا شما که خودتان پزشک‌ايد، چرا گذاشتيد وزن‌تان اينقدر بالا برود؟

خب، من از دوران مدرسه آدم پرخوري بودم. بعدها هم اين رويه ادامه پيدا کرد. واقعا نمي‌دانم چرا اجازه دادم وزن‌ام بالا برود. اما راست‌اش، من با اضافه وزن‌ام مشکل جدي نداشتم.

 

سلامت: پس چي شد که تصميم گرفتيد وزن کم کنيد؟

خب، کمي پادرد و کمي هم افزايش فشار خون پيدا کرده بودم ولي آنقدر نبود که نگران‌ام کند. پيدا نکردن لباس، بيشتر اذيت‌ام مي‌کرد تا اين چيزها. خيلي بايد مي‌گشتم تا لباسي پيدا کنم که اندازه‌ام باشد. تصميم به کاهش وزن هم خيلي اتفاقي پيش آمد. عيد 86 رفته بودم خانه دوست‌ام (که او هم خيلي چاق بود و الان چاق‌تر هم شده) و همسرش پيشنهاد کرد من و دوست‌ام با هم شروع به لاغر شدن کنيم تا انگيزه اين رفيق‌مان بيشتر ‌شود و دوتايي زودتر به نتيجه برسيم. رفيق‌‌ام هم اصرار کرد و من قبول کردم. اين رفيقي که عرض مي‌کنم، واقعا دچار عوارض افزايش وزن شده؛ آن هم از نوع شديدش.

 

سلامت: براي خودتان اين اضافه وزن، مشکل‌ساز نبود؟

عرض کردم که پادرد و افزايش خفيف فشارخون پيدا کرده بودم که واقعا از بين رفت، ولي راست‌اش را بخواهيد، بعد از کاهش وزن‌ام کمردرد شديدي پيدا کردم. پيش پزشکان زيادي هم طرح مساله کردم و همگي گفتند از عوارض کاهش وزن است. نرمش‌هايي براي‌ام تجويز کردند که هر روز انجام مي‌دهم و خداراشکر، اوضاع کمردردم خيلي بهتر شده.

 

سلامت: من مي‌دانم که شما تدريس هم مي‌کنيد و شرايط‌تان طوري است که اصلا نمي‌رسيد وعده‌هاي غذايي‌تان را سر وقت بخوريد. فکر نمي‌کنيد اين مساله روي اضافه‌وزن‌تان تاثير گذاشته باشد؟

خب، چرا. برنامه غذايي‌ام افتضاح بود. گاهي آن قدر سرم شلوغ بود که همه نخورده‌هاي‌ام را جمع مي‌کردم و تلافي‌اش را سر شام در مي‌آوردم! بين کلاس‌ها هم تنقلات هميشه برقرار بود: چيپس، پفک، نوشابه و پيتزا. آن موقع‌ها فست فود را به عنوان غذا اصلا به رسميت نمي‌شناختم. برايم حکم ميان‌وعده را داشت. الان که اصلا فست‌فود را گذاشته‌ام کنار. سه وعده غذا مي‌خورم و سعي مي‌کنم تقريبا سر وقت باشد. هنوز هم صبحانه را مفصل نمي‌خورم. شام را حتما سبک مي‌خورم اما ناهارم از دو وعده ديگر مفصل‌تر است. مي‌دانم که صبحانه بايد مفصل‌ترين باشد اما من اهل صبحانه مفصل نيستم.

 

سلامت: آن‌موقع زياد هله‌­هوله مي‌­خورديد؟

راستش آن قدر که به غذا، آن هم از نوع ايراني و مجلسي‌اش علاقه دارم، اهل هله‌هوله نيستم. اما طبيعت کارم طوري بود که از کنار هر معلم و دانش‌آموزي رد مي‌شدم، چيزي تعارف مي‌کرد و من هم نه نمي‌گفتم.

 

سلامت: و چه‌طوري سبک زندگي­‌تان را تغيير داديد؟ منظورم اين است که اين تغيير فقط در حد خورد و خوراک‌تان بود يا بيشتر؟

نه؛ بيشتر بود. سعي کردم براي هميشه سبک زندگي‌ام را عوض کنم. با چنگال غذا مي‌خورم. فست‌فود، چيپس و پفک، نوشابه، بستني و شيريني را براي هميشه گذاشتم کنار. هميشه از لبنيات کم‌چرب استفاده مي‌کنم. با قند و شکر براي هميشه خداحافظي کردم و واقعا 3 سال است که اصلا لب به قند و شکر نزده‌ام. من چاي شيرين خيلي دوست دارم و موقعي که خيلي هوس چاي شيرين مي‌کنم، به قند رژيمي متوسل مي‌شوم؛ خيلي کم البته. در هيچ چيزي هم افراط نکردم چون رژيم نگرفته بودم و فقط داشتم سبک زندگي‌ام را عوض مي‌کردم. عجله‌اي هم نداشتم ولي هر روز مي‌رفتم روي ترازو و برايم جالب بود که چه بي‌دردسر دارم وزن کم مي‌کنم. الان هم جزو عادات روزانه‌ام اين است که هر روز بروم روي ترازو. من سبزيجات پخته هم خيلي دوست دارم و زياد مي‌خورم. فکر مي‌کنم اين خيلي کمک‌ام کرد.

 

سلامت: احتمالا ورزش هم به برنامه‌تان اضافه شد؟

بله؛ پياده‌روي‌ام ترک نمي‌شد، مخصوصا بعد از اينکه کاهش وزن محسوسي پيدا کردم. هنوز هم هر روز پياده‌روي مي‌کنم، بين نيم تا يک ساعت. به ندرت مي‌شود که يک روز پياده‌روي نکنم. تحت هر شرايطي اين کار را انجام مي‌‌دهم. فکر مي‌کنم به‌اش اعتياد پيدا کرده‌ام. توي دو سال اخير هم روزي 20 دقيقه نرمش‌هايي براي کمردرد‌م انجام مي‌دهم. فقط همين.

 

سلامت: هنوز هم اين کارها را مي‌کنيد يا وقتي وزن‌تان کم شد، اينها را گذاشتيد کنار؟

هنوز، و به اميد خدا، هميشه اين تغيير سبک زندگي ادامه دارد؛ چون رژيم من زمان‌دار نبود و اهداف ميان‌مدت يا کوتاه‌مدت نداشتم. مي‌خواستم سبک و سياق زندگي‌ام را عوض کنم.

 

سلامت: مشکل پوستي براي‌تان پيش نيامد؟

اصلا.

 

سلامت: بعد از 35 کيلو کاهش وزن، حالا ميل‌­تان به غذا کمتر شده يا هنوز هم مجبوريد جلوي پرخوري‌تان را بگيريد؟

خدايي نه، ميل‌ام کمتر نشده! من عاشق غذا هستم و واقعا خودم را کنترل مي‌کنم. هنوز هم همان ميل را نسبت به غذا حس مي‌کنم ولي نمي‌خواهم دچار آن حالت سنگيني بعد از غذا بشوم. اين تنها چيزي بود که همان موقع هم که چاق بودم واقعا اذيت‌ام مي‌کرد. باعث مي‌شد نتوانم کار کنم. زود چرت‌ام مي‌گرفت.

 

سلامت: درست است که شما خودتان پزشک‌ايد؛ ولي چرا براي کاهش وزن به يک متخصص تغذيه مراجعه نکرديد؟واقعا نمي‌دانم. بايد مي‌رفتم؟ فکر مي‌کنم به اندازه کافي مي‌دانستم که بايد چه کار کنم. خيلي هم روي نِت مطلب خواندم. از سايت‌هاي معتبر. اينطوري بود که مثلا علاقه‌مند شدم شاخص گلايسميک چيزهايي را که مي‌خورم، بدانم. اينطوري بود که ماکاروني سبوس‌دار به بخش مهمي از برنامه غذايي‌ام تبديل شد. دايم مي‌رفتم و به سايت‌هايي که کالري مواد غذايي مختلف را داشتند، سر مي‌زدم. الان مي‌توانم تقريبي، کالري روزانه‌ام را ذهني حساب کنم و البته معمولا اين کار را هر روز انجام مي‌دهم.

 

سلامت: خانواده و اطرافيان‌تان هم نقشي در رژيم گرفتن‌تان داشتند يا نه؟ اصلاً کسي شما را به اين کار تشويق مي‌کرد يا نه؟

تقريبا همه اطرافيان‌ام استقبال کردند و تشويق‌ام مي‌کردند. انگار همه به غير از خودم نگران اين وضعيت‌ام بودند. خودم هم اصرار داشتم همه بدانند. به هر کسي مي‌رسيدم، مي‌گفتم که مي‌خواهم وزن‌ام را کم کنم. اين کار خيلي موثر بود. برايم نوعي رودربايستي خودخواسته پيش آورده بود و نمي‌گذاشت دست از پا خطا کنم.

 

سلامت: احتمالا شاگردان‌تان هم از اين کاهش وزن‌تان استقبال کردند؛ نه؟

کلا خيلي از آنهايي که در ارتباط نزديک با من بودند از اين تغيير سبک زندگي استقبال کردند؛ چون مي‌ديدند که من بدون اينکه سختي بکشم دارم وزن کم مي‌کنم. دانش‌آموزان‌ام که جاي خود دارند. اصولا دانش‌آموز خيلي به معلم‌اش نگاه مي‌کند. خيلي‌ها‌يشان مي‌آمدند و سوال مي‌کردند. من هم سعي مي‌کردم تشويق‌شان کنم. البته چون سن و سال و شرايط‌شان خيلي با من تفاوت دارد، به‌شان توصيه مي‌کردم حتما با مشورت يک متخصص تغذيه اين کار را انجام بدهند.

 


:: کلیه محتویات این پایگاه، توسط برادران کیاسالار تالیف و در جراید و بعضی کتب به چاپ رسیده است. ذکر مطالب با درج منبع بلامانع است ::
:: Saeed_abdollahzadeh@yahoo.com :: طراح سايت : سعيد عبدالله زاده ::